الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
60
الغدير ( فارسي )
درباره اش شعرى سرود و زشتيهايش را باز نمود ؛ سپس دستور داد سيد را زندان كنند . بنى هاشم و شيعيان جمع آمدند و به سوار گفتند : به خدا سوگند ؛ اگر او را آزاد نكنى ، زندان را ويران مىكنيم . شاعرى كه ترا مىستايد ، صله اش مىدهى و آن كه به مدح خاندان پيغمبر مىپردازد ، به زندانش مىاندازى . سوّار به ناچار سيّد را آزاد كرد و او در هجوش چنين سرود : به ابى شمله ، سوّار بگوئيد : اى يگانهء روزگار ، در ننگ و عار ! من دربارهء مرغ بريان چيزى كه خلاف آن باشد كه تو خود در آثار ، روايت كرده اى ، نگفتم . و خبرى هم دربارهء در آمدن به مسجد است كه پيغمبر ، على را به آن ويژگى داده و ورودش را از خانه به مسجد ، در حال جنابت و طهارت ، و در آشكار و نهان روا دانسته و ديگران را به وحيى كه از جانب خداى جبار فرود آمد ، از مسجد بيرون كرده است . « على » و « حسين » و « حسن » پاك نهاد را كه از خاندانى پاكيزه است ، و نيز فاطمه را ، كه همگان اهل كسائند و به اكرام و ايثار ويژگى يافتهاند ، دوست بداريد . و آن كس كه با اينان دشمنى ورزد ، دشمن خدا ، و راهى خوارى و دوزخ خواهد بود . در كار چنين كينه توزى از جانب خداى برين ، نشانى است كه عيب شناس سرزنشگر ، به خوبى آن را در مىيابد . و تو اى سوّار ! در پستى و كينه توزى سرآمد همهء آنهائى . از كسى خرده مىگيرى كه بهترين مردم ، او را از ميان همهء پاكان و نيكان به برادرى برگزيد . و در غدير خم ، به گفتارى آشكار و غير قابل انكار ، درباره اش فرمود : « هر كس